۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

کودکان، قربانیان اسلام و اسلام ستیزی

درود بر تمامی خردمندان،


چند روز پیش زمانی که در ره (صف) نانوایی بودم، خانومی به همراه پسر کوچکش رسیدن و به نشانه (دلیل) شلوغی رده زنان، پسرش را پشت سر من در رده گذاشت. در رده زنان مادری با دختر کچکش نزدیک ما چشم به راه (منتظر) نوبتشان بودن. این دو کودک پاک می خواستن که با هم دوست بشن. از این بخش ماجرا جالب شد:

مادر دختر در رده بود و به دخترش توجهی نداشت (و شاید از دید او این دوستی ایرادی نداشت)، و مادر آن پسر میخندید.. فرزندش را "شیطون" خطاب میکرد و پافشاری (تأکید) میکرد که "تو صفت وایســـا"...

---------------------------------------------

نکته مجهول:
آیا این دو کودک، از مسائل جنسی، خانوادگی، اجتماعی یا ازدواج چیزی میدانن که باید به شیوه ای ناشناخته (ریز داستان در یادداشت نمی گنجد) از یک دوستی کوتاه مدت بازداری (نهی) شن ؟؟؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر