۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه

ندا ...

سخن هاي زيادي پشتش هست. چيز هاي زيادي ميگن كه آدم نميدونه كدومشو باور كنه...

از يه طرف ميگن كه مامورهاي نظام «جمهوري اسلامي» سلاح كاليبر كوچك ندارن و از طرف ديگه...

موارد مانند اين بسيار هستن... اما كسي توجهي به اون نميكنه...
مثلا: در خيلي از رسانه ها ديدم كه نوشتن همراه ندا (مردي كه لباس راه راه به تن داشت) پدرش بوده. در صورتي كه در اخبار ايران گفته شده كه وي استادش بوده! و مصاحبه اي هم با اون داشتن...

واقعا آدم نميدونه كه سخن كي رو باور كنه؟!!!

اما چيزي كه در همه ما يكسانه احساسمون به ندا و مرگشه
اميدواريم كه هرچه زودتر باني يا بانيان اين ماجرا دستگير شن
چه توسط نيرو هاي ايراني و چه مردم شريف ايران

:: در ياد ها خواهي ماند، ندا جان ::


۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

مناظرات انتخاباتی

درود بر خرد پیشگان،

من تارنمای جدیدی به نام "مناظرات انتخاباتی" ایجاد کردم.
از امشب خلاصه ای از مهم ترین سخنان کاندیدا رو در اون یادداشت میکنم. همچنین پیوندی برای دریافت نمایه (فیلم) های این مناظرات ایجاد خواهم کرد.
لطفا شما هم پیشنهاداتتون رو در "مناظرات انتخاباتی" یادداشت کنید.

ممنون
Lord

۱۳۸۸ خرداد ۶, چهارشنبه

الهی شکر ...

درود،

به این سخن کمی فکر کنید... اگر توجه کرده باشید، تمام سخن هایی از این قبیل که خطاب به پروردگار هستن، همراه با ترسی نهان هستن که به انسان القا میکنن که خداوند از شما بزرگتر و قدرتمندتر است و ما باید از او بترسیم...

مگر نه اینکه خداوند "رحمن و رحیم"! است؟ پس این ترس نهان که در وجود بیشتر افراد نهادینه شده و باعث میشه که از راستی ها چشم پوشی کنن کجا میره؟ هماهنگیه این دو کجا میره؟ ... !!!

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

عروج ملکوتی آیت الله بحجت

درود بر تمامی خردورزان جهان،

عروج ملکوتی آیت الله بحجت را به اسلامیون تسلیت وبه اسلام ستیزان گرامی تهنیت میگویم...

به امید تلفات بیشتر از این نوع... (تا باشه، از این تلفات ها باشه ;-) )

کودکان، قربانیان اسلام و اسلام ستیزی

درود بر تمامی خردمندان،


چند روز پیش زمانی که در ره (صف) نانوایی بودم، خانومی به همراه پسر کوچکش رسیدن و به نشانه (دلیل) شلوغی رده زنان، پسرش را پشت سر من در رده گذاشت. در رده زنان مادری با دختر کچکش نزدیک ما چشم به راه (منتظر) نوبتشان بودن. این دو کودک پاک می خواستن که با هم دوست بشن. از این بخش ماجرا جالب شد:

مادر دختر در رده بود و به دخترش توجهی نداشت (و شاید از دید او این دوستی ایرادی نداشت)، و مادر آن پسر میخندید.. فرزندش را "شیطون" خطاب میکرد و پافشاری (تأکید) میکرد که "تو صفت وایســـا"...

---------------------------------------------

نکته مجهول:
آیا این دو کودک، از مسائل جنسی، خانوادگی، اجتماعی یا ازدواج چیزی میدانن که باید به شیوه ای ناشناخته (ریز داستان در یادداشت نمی گنجد) از یک دوستی کوتاه مدت بازداری (نهی) شن ؟؟؟

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۶, شنبه

سانسور در ایران و تاثیر آن بر افراد

درود بر تمامی دوستان،

در مورد سانسور (خرده گیری، پیشگیری از پخش) در تلویزیون (دور نمای) ایران سخنانی ذهن مرا به خود مشغول کرده:

چرا کودکان ایرانی پس از تماشای یک فیلم (رُخشاره) رزمی (جنگی) یا به سراغ فراهم کردن تفنگ و بازی با آن می روند و یا پرخاشگر و مشکل ساز میشوند (حتی بزرگسالان)؛ اما در خارج از کشور (جایی که فیلم ها سانسور نمیشوند) اینگونه فیلم ها هیچگونه نتیجه ای در رفتار افراد آن جامعه ایجاد نمیکند، و اگر هم نتیجه ی نامناسبی داشته باشد به سختی که ما در ایران شاهد آنیم نیست؟!!!

آیا اینها همه نمیتواند از کارسازی (تاثیر) سانسور رُخشاره ها باشد؟
-----------------------------------------------------------------

در رُخشاره های پایه (اصلی) در کنار خشونت و جنگ، روابط عاطفی و احساسی میان کسان (شخصیت های) داستان وجود دارد که به دلیل قوانین اسلامی خرده گیری میشوند و کارسازی بخش های جنگی رُخشاره را بیشتر میکند، و کودکان ما را از راه زندگی عادی بیرون میکند و آینده ایران گرانمایه را به تباهی میکشد.

اینها سخنان من هستند... لطفا پیشنهادات و سخنان خود را در بخش پیشنهادات این یادداشت، بنویسید تا در مورد آن گفتگو کنیم...

با سپاس
Lord

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

کمک

درود بر شما دوستان گرانبها،

در صورت مشاهده هرگونه مشکل در نوشتار تارنما به زبان پارسی، در بخش پیشنهادات تارنما گزارش دهید تا رفع شود.

سرآغاز

درود و دو صد بدرود،

به زودی در این تارنما سخنانی خواهم گفت که چه شیرین و چه طلخ، بخشی از درستی است.
این تارنما مکان سخنان بی طرف و درستی هاست.
به امید آنکه مرا در این کار حمایت کرده و با پیشنهادات کارای خود مرا در این مسیر یاری کنید.

ممنون
Pacific Lord